تقدیم به او که نبود ...
2010/09/27 in دلشدگان
شعر که نمی گویم
وزن و قافیه داشته باشد
اگر شعر بگویم »دوستت دارم»
قافیه اش می شود
» اما تو را ندارم «
.
Subscribe in a reader
خواستی بخوان و بخند.
خوراک دیدگاههای این نوشته
2010/09/27 در 13:43
م.پارسا-1+4ساله از تهران
چه قافيه قشنگي
2010/09/30 در 02:39
toranjbanoo
تو یه جوری می نویسی آدم دلش می خواد جمله هات رو بنوشه به جای خوندن….. بهت غبطه می خورم پسر که اینقدر زلالی….
2010/10/10 در 10:26
گردآفرین
سلام از دوستانم انتظار داشتم که در نبودنم لااقل یه احوالی بپرسند چه انتظار نا بجایی
در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایلها کلیک نمایید:
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
درحال اتصال به %s
مرا از دیدگاههای پس از این، به وسیلهی رایانامه آگاه کن.
هر نوشتهی تازهای را در نامهدان خود دریافت نمایید.
3 دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
2010/09/27 در 13:43
م.پارسا-1+4ساله از تهران
چه قافيه قشنگي
2010/09/30 در 02:39
toranjbanoo
تو یه جوری می نویسی آدم دلش می خواد جمله هات رو بنوشه به جای خوندن…..
بهت غبطه می خورم پسر که اینقدر زلالی….
2010/10/10 در 10:26
گردآفرین
سلام از دوستانم انتظار داشتم که در نبودنم لااقل یه احوالی بپرسند چه انتظار نا بجایی