هر چقدر هم که دور باشی
صورتت ،
افسون صورتت
تنها برای من است
من به نداشتن ِ داشته هایم عادت کرده ام
امروز باران هم اگر نمی بارید
باز هم دلم برایت تنگ می شد .
…
تقدیم به او که نبود ...
هر چقدر هم که دور باشی
صورتت ،
افسون صورتت
تنها برای من است
من به نداشتن ِ داشته هایم عادت کرده ام
امروز باران هم اگر نمی بارید
باز هم دلم برایت تنگ می شد .
…
3 دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
2010/09/15 در 01:10
parastookesefid
اون دو خط آخر معركه بود.ممنون.دلتنگ شدم با وجوديكه باران نباريده بود…
2010/09/15 در 17:58
دختر نارنج و ترنج
سلام علي عزيزم
خوبي؟
چقدر زيبا بود…. منم موافقم.. دلتنگ شدم…
2010/09/25 در 01:16
ثپل بابا
از بهار
تقویم می ماند
از من
استخوانهایی که تو را
دوست داشتند …
————–
«من به نداشتن ِ داشته هایم عادت کرده ام»شبیه شعار بچه ای دهه ی شصتی یه.